*چه نوع کتاب هایی مناسب کودکان است؟*

 

*چه نوع کتاب هایی مناسب کودکان است؟*

🔸 کتاب خردسالان باید پر از تصاویر با رنگ های شاد و براق باشد و نوشته های کمی داشته باشد. زیرا یک تصویر بهتر از هزار کلمه مفهوم را می‌رساند. برای آموزش و خلاقیت هم تصویر حرف اول را می زند.

🔹 کتاب باید محتوای خلاقانه داشته باشد و خواندن آن برای کودک هیجان انگیز و جالب باشد. علاوه بر آن باید اتفاقات در داستان سریع باشد. شخصیت های داستان باید به خوبی معرفی شده و برای کودک باور پذیر باشند. مشکلات و مسائل شخصیت های داستان باید مشابه مشکلات و مسائلی باشند که کودک در آن سن با آنها مواجه می شود.
 
🔸 وجود صحبت های خنده دار و لطیفه های بامزه در لابه لای گفتگوهای شخصیت ضروری است.

 🔹 تقسیم بندی کتاب باید به گونه ای باشد که خواندن کتاب را برای کودک آسان کند. قلم و خط نوشته ای کتاب باید به چشم کودکان آشنا باشد. این نکته به فهم و شناخت بیشتر کلمات توسط کودک کمک می کند.

🔸 بهتر است کتاب با اطلاعات کمی شروع شود. فقط اطلاعات ضروری مانند اطلاعات کلی در مورد شخصیت اصلی داستان، اسامی و محل زندگی آنها باید در ابتدای کتاب باشد.  اطلاعات اضافی کودک را خسته کرده و دیگر میلی به کتاب خوانی نشان نخواهد داد.

🔹 قسمت پایانی کتاب هم بسیار مهم است. در انتها، همه مشکلات و مسائل باید حل شده باشد و کتاب پایان خوشی داشته باشد. بویژه اگر مخاطبان آن کودکان خردسال باشند.
 
🔸 تعداد صفحه های کتاب هم از اهمیت خاصی برخوردار است. کتاب هایی که نوشته و عکس با هم دارند. باید بین 25 تا 35 صفحه باشند و کتاب های مصور نباید بیشتر از 16 صفحه داشته باشند.

🔹 داستان باید دارای محتوای آموزشی نیز باشد. یک داستان خوب باید به کودک نکات اخلاقی ، فرهنگی و ارزش های مذهبی را بطور غیر مستقیم آموزش دهد.
 
🔸 کتاب خوب برای کودکان باید شخصیت هایی داشته باشد که بتوانند در شرایط سخت قادر به تصمیم گیری درست شود. شجاعانه برای زنده ماندن و زندگی خود تلاش کرده و در تمام مراحل از اصول صحیح اخلاقی پیروی کنند.

 

بوی خوش کتاب

نامه ای به فرزندم

فرزندم؛

 با کسی دوست شو که کتاب بخواند.

((( کسی که پولش را به جای دود و دم، خرج کتاب کند.)))

 دوستی که در سوگ گُل ممدِ کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.

کسی که  همسایه‌های احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که  جای خالی سلوچ،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده،
 بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور صادق هدایت، شازده احتجابِ گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ معروفی را با دل و جان گوش کند.

کسی که تنگسیر، صادق چوبک  و  چشم‌هایش بزرگ علوی  و در درازنای شبِ میرصادقی و سووشون سیمین دانشور را نظاره کند.

مدیر مدرسه‌اش جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت بهرام صادقی برسد.

فرزندم؛
  با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه‌اش از  کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
 تشخیصش سخت نیست، حتماً در کیفش به جای فندک و انبوه لوازم آرایش،  کتابی برای خواندن  و به جای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده‌اند، حرف می‌زند.

  کسی که وقتش به جای کافی‌شاپ‌ها و متر کردن خیابان‌ها، در کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌ها بگذرد‌.
 کسی که یک غزل حافظ زنده‌اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی‌های خیام دلش روشن شود.

کسی که سوار بر شبدیزِ خسرو همراه با لیلی و مجنون به جشن شیرین و فرهادِ نظامی برود.

با کسی دوست شو که بر داغ سهراب جوان‌مرگ گریسته و رستم شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه‌شان دعایِ فردوسی بزرگ را بخواند:

 سیه‌نرگسانت پر از شرم باد 
رخانت همیشه پر آرزم باد 

کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های نیما را شنیده و  آیدا را در آیینه شاملو دیده باشد.
کسی که آرش کمانگیرِ سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.

کسی که سوار بر اسب سپید وحشی منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور شفیعی کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ ابتهاج برسد...

با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ سهراب سپهری رفته باشد تا با فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...

کسی که با یاد ایام، یادی از نوایِ شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.

 کسی که الهه نازِ بنان  و گلنار و زهره  داریوش رفیعی را  دوست داشته  و آواز قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.

کسی که تار شهناز و لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی کسایی و موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار ذوالفنون و ساز یاحقی شهنوازی کند.

با کسی دوست شو که در موبایلش به جای صد نوع گیم، صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی مارکز پُر کند و با بیگانه آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با آناکارنینا در اندیشه صلح با تولستوی باشد.
کسی که داستایوسکی و برادران کارامازوف را به خاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی‌اش را تقدیم سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
 با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم‌تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای به دست آوردن محبوبش مبارزه می‌کند ،
اما هیچ‌ عشقی را گدایی نمی‌کند...!

فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می‌کند.

با  کسی که بداند راه موفقیت ، ‌با شکست سنگفرش شده و با هر شکست، محکم‌تر از قبل کنارت می‌ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
 فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز درس‌خوان هم می‌شود، اما خیلی از درس‌خوان‌ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش کتاب باشد.
بوی
خوشِ
کتاب...

دلنوشته کتابدار

 

سلام دوستان خوب کتاب دوست و کتابخوان عزیزم

بلاخره کتابخانه ها بعد از سه ماه تعطیلی باز شدند و باعث خرسندی و رفع دلتنگی بسیاری از ما فعالان عرصه کتاب و کتابخوانی شد...

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که بر می آید ممد حیات است و چون فرو می رود مفرح ذات

این باز گشایی کتابخانه ها در دو فاز صورت گرفت..

فاز اول آن که هم اکنون در حال اجرا می باشد باز گشایی نیمه وقت کتابخانه ها و فقط مخصوص دوستان کتابدار است و ورود شما اعضای گرامی فعلا مقدور نمیباشد.

در فاز دوم که بعدا اطلاع رسانی می شود شامل شما دوستان عزیز میشود و ما دوباره شما دوستان عزیز را در کتابخانه پذیرا خواهیم شد..

تا آنموقع دوستان عزیزم اندکی صبر، سحر نزدیک است..